غزل ۵۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از نظر افتادهٔ یاریم مدتها شدست
۲
زخمهای تیغ استغنا جراحتها شدست
۳
پیش ازین با ما دلی زایینه بودش صافتر
۴
آهی از ما سرزدست و این کدورتها شدست
۵
چشم من گستاخ بین ، آن خوی نازک زود رنج
۶
تا نگاهم آن طرف افتاده صحبتها شدست
۷
بر سر این کین همه خواری چرا باید کشید
۸
با دل بیدرد خود ما را خصومتها شدست
۹
زین طرف وحشی یکی سد گشته پیوند امید
۱۰
گر چه زان جانب به کلی قطع نسبتها شدست