غزل ۶۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بسته بر فتراک و میپرسد که صیاد تو کیست
۲
تیغ خون آلود خود دارد که جلاد تو کیست
۳
ساختی کارم به یک پرسش که در کارت که بود
۴
سخت پرکاری نمیدانم که استاد تو کیست
۵
لب کنی شیرین و پرسی کیست چون بینی مرا
۶
بندهام یعنی نمیدانی که فرهاد تو کیست
۷
گر عیاذبالله از رازی که میپوشم ز تو
۸
برفتد این بوده روزی ، مرد بیدار تو کیست
۹
گر خروشان نیستی وحشی ز درد بیکسی
۱۰
چیست این فریاد و در کنج غم آباد تو کیست