وحشی · گزیده اشعار

غزل ۷۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست
۲
مرد صاحب درد، درد مرد، می‌داند که چیست
۳
هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما
۴
حال تنها گرد، تنها گرد، می‌داند که چیست
۵
رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته‌اند
۶
آنکه نخل حسرتی پرورد می‌داند که چیست
۷
آتش سردی که بگدازد درون سنگ را
۸
هرکرا بودست آه سرد، می‌داندکه چیست
۹
بازی عشقست کاینجا عاقلان در شش درند
۱۰
عقل کی منصوبهٔ این نرد می‌داند که چیست
۱۱
قطره‌ای از بادهٔ عشقست سد دریای زهر
۱۲
هر که یک پیمانهٔ زین می‌خورد، می‌داند که چیست
۱۳
وحشی آنکس را که خونی چند رفت از راه چشم
۱۴
علت آثار روی زرد می‌داند که چیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.