Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۸۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سوز تب فراق تو درمان پذیر نیست
۲
تا زنده‌ام چو شمع ازینم گزیر نیست
۳
هر درد را که می‌نگری هست چاره‌ای
۴
درد محبت است که درمان پذیر نیست
۵
هیچ از دل رمیده ما کس نشان نداد
۶
پیدا نشد عجب که به دامی اسیر نیست
۷
بر من کمان مکش، که از آن غمزه‌ام هلاک
۸
بازو مساز رنجه که حاجت به تیر نیست
۹
رفتی و از فراق تو از پا درآمدم
۱۰
باز آ که جز تو هیچکسم دستگیر نیست
۱۱
سهلست اگر گهی گذرد در ضمیر تو
۱۲
وحشی که جز تو هیچکسش در ضمیر نیست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.