غزل ۸۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا به آخر نفسم ترک تو در خاطر نیست
۲
عشق خود نیست اگر تا نفس آخر نیست
۳
اثر شیوهٔ منظور کند هر چه کند
۴
میل این فتنه نخست از طرف ناظر نیست
۵
عیب مجنون مکن ای منکر لیلی که ز دور
۶
حالتی هست که آن بر همه کس ظاهر نیست
۷
دیده گستاخ نگاهست بر آن مست غرور
۸
در کمینگاه نظر غمزه مگر حاضر نیست
۹
همه جا جلوه حسن تو و مشتاق وصال
۱۰
همه تن دیده و بر نیم نظر قادر نیست
۱۱
وحشی آن چشم کزو نیست ترا پای گریز
۱۲
بست چون پای تو بی سلسله گر ساحر نیست