Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست
۲
نامحرم راز است زبانی که مرا هست
۳
با کس نتوان گفتن و پنهان نتوان داشت
۴
از درد همین است فغانی که مرا هست
۵
ای دل سپری ساز ز پولاد صبوری
۶
با عربده سخت کمانی که مرا هست
۷
مشهور جهان ساخت بر آواز عزیزش
۸
در کوی تو رسوای جهانی که مرا هست
۹
بادیست که با بوی تو یک بار نیامیخت
۱۰
این محرم پیغام رسانی که مرا هست
۱۱
محروم کن گردنم از طوق دگرهاست
۱۲
از داغ وفای تو نشانی که مرا هست
۱۳
یک خندهٔ رسمی ز تو ننهاده ذخیره
۱۴
این چشم به حسرت نگرانی که مرا هست
۱۵
زایل نکند چین جبین و نگه چشم
۱۶
بر لطف نهان تو گمانی که مرا هست
۱۷
وحشی تو بده جان که نیاید به عیادت
۱۸
این یار خوش قاعده دانی که مرا هست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.