غزل ۱۲۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جانان نظری کو ز وفا داشت ندارد
۲
لطفی که از این پیش به ما داشت ندارد
۳
رحمی که به این غمزدهاش بود نماندست
۴
لطفی که به این بی سرو پا داشت ندارد
۵
آن پادشه حسن ندانم چه خطا دید
۶
کان لطف که نسبت به گدا داشت ندارد
۷
گر یار خبردار شود از غم عاشق
۸
جوری که به این قوم روا داشت ندارد
۹
وحشی اگر از دیده رود خون عجبی نیست
۱۰
کان گوشهٔ چشمی که به ما داشت ندارد