غزل ۱۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد
۲
چه کارها که به فرمودهٔ فراق نکرد
۳
زمانه وصل ترا سد سبب مهیا ساخت
۴
ولی چه سود که اقبالم اتفاق نکرد
۵
هزار نقش وفاقم نمود ظاهر بخت
۶
ولیک باطن خود ساده از نفاق نکرد
۷
کلید دار عنایت وسیلهها انگیخت
۸
ولیک بخت بدم با تو هم وثاق نکرد
۹
چه ذوق از اینهمه تنگ شکر، که بخت گشود
۱۰
چو دفع تلخی هجر تو از مذاق نکرد
۱۱
شد از فراق به یک ذره صبر راضی و نیست
۱۲
کسی که طاقت او را غم تو طاق نکرد
۱۳
مذاق وحشی و این درد و غم که ساقی وقت
۱۴
نصیب ساغر ما بادهٔ رواق نکرد