غزل ۱۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد
۲
جز زلف کسی پیش رخش تاب ندارد
۳
خواب آورد افسانه و افسانهٔ عاشق
۴
هر کس که کند گوش دگر خواب ندارد
۵
پهلوی من و تکیهٔ خاکستر گلخن
۶
دیوانه سر بستر سنجاب ندارد
۷
سیل مژه ترسم که تن از پای در آرد
۸
کاین سست بنا طاقت سیلاب ندارد
۹
گر سجده کند پیش تو چندان عجبی نیست
۱۰
وحشی که جز ابروی تو محراب ندارد