غزل ۱۴۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بود آن وقتی که دشنام تو خاطر خواه بود
۲
بنده بودیم و زبان ماجرا کوتاه بود
۳
حق یاریهای سابق گر نبستی راه نطق
۴
درجواب این که گفتی نکتهای در راه بود
۵
پیش ازینم جان فزودی لذت دشنام او
۶
اله اله از چه امروز اینچنین جانکاه بود
۷
گو مده فرمان که دیگر نیست دل فرمان پذیر
۸
حکم او میرفت چندانی که اینجا شاه بود
۹
سالها هم بگذرد وحشی که سویش نگذرم
۱۰
تا نپنداری که خشم ما همین یک ماه بود