Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۱۴۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش در کویی عجب بی لطفیی در کار بود
۲
تیغ در دست تغافل سخت بی زنهار بود
۳
رفتن و ناآمدن سهل است با خود خوش کنیم
۴
دیده را نادیده کرد و رفت این آزار بود
۵
رسم این می‌باشد ای دیر آشنای زود سر
۶
آنهمه لاف وفا آخر همین مقدار بود
۷
یاری ظاهر چه کار آید خوش آن یاری که او
۸
هم به ظاهر یار بود و هم به باطن یار بود
۹
بر نیاوردن مروت بود خود انصاف بود
۱۰
آرزوی خاطری گردور یک دم دار بود
۱۱
کرد وحشی شکوهٔ بی التفاتی برطرف
۱۲
درد سر می‌شد و گرنه درد دل بسیار بود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.