Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۱۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا وصلی نمی‌باید من و هجر و ملال خود
۲
صلا زن هر که را خواهی تو دانی و وصال خود
۳
نخواهد بود حال هیچ عاشق همچو حال من
۴
تو گر خود را گذاری با تقاضای جمال خود
۵
ز من شرمنده‌ای از بسکه کردی جور می‌دانم
۶
ز پرکاری زمن پنهان نمایی انفعال خود
۷
زبان خوبست اما بی‌زبانی چون زبان من
۸
که گردد لال هر گه شرح باید کرد حال خود
۹
کدام از من بهند این پاک دامان عاشقان تو
۱۰
قراری داده خواهی بود ما را در خیال خود
۱۱
چه یاری خوب پیدا کرد نزدیکست کز غصه
۱۲
به دست خود کنم این چشم و سازم پایمال خود
۱۳
نمی‌گفتم مشو پروانهٔ شمع رخش وحشی
۱۴
چو نشنیدی نصیحت این زمان می‌سوز بال خود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.