Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۱۵۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ترسم در این دلهای شب از سینه آهی سرزند
۲
برقی ز دل بیرون جهد آتش به جایی درزند
۳
از عهده چون آید برون گر بر زمین آمد سری
۴
آن نیمه‌های شب که او با مدعی ساغر زند
۵
کوس نبرد ما مزن اندیشه کن کز خیل ما
۶
گر یک دعا تازد برون بر یک جهان لشکر زند
۷
آتشفشانست این هوا ، پیرامن ما نگذری
۸
خصمی به بال خود کند مرغی که اینجا پرزند
۹
می بی صفا، نی بی نوا ، وقتست اگر در بزم ما
۱۰
ساقی می دیگر دهد مطرب رهی دیگر زند
۱۱
ما را درین زندان غم من بعد نتوان داشتن
۱۲
بندی مگر بر پانهد، قفلی مگر بر در زند
۱۳
وحشی ز بس آزردگی زهر از زبانم می‌چکد
۱۴
خواهم دلیری کاین زمان خود را بر این خنجر زند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.