غزل ۱۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این دل که دوستی به تو خون خواره میکند
۲
خصمی به خود نه ، با من بیچاره میکند
۳
بد خوییت به آخر دیدن گذاشته است
۴
حالا نظر به خوبی رخساره میکند
۵
این صید بی ملاحظه غافل از کمند
۶
گردن دراز کرده چه نظاره میکند
۷
این شیشهٔ ظریف که صد جا شکسته بیش
۸
این اختلاط چیست که با خاره میکند
۹
فردا نمایمش که سوی جیب جان رود
۱۰
وحشی که جیب عاریتی پاره میکند