غزل ۱۷۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد
۲
در خور شکر عطای تو زبانی بدهد
۳
آن جواهر که توان کرد نثار تو کم است
۴
هم مگر همت تو بحری و کانی بدهد
۵
چشمهٔ فیض گشا خاطر فیاض شماست
۶
وه چه باشد که به ما طبع روانی بدهد
۷
وحشی از عهدهٔ شکر تو نیاید بیرون
۸
عذر این خواهد اگر عمر امانی بدهد