غزل ۲۰۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چرا خود را کسی در دام سد بی نسبت اندازد
۲
رود با یک جهان نا اهل طرح صحبت اندازد
۳
حذر از صحبت او باش اگر خود یک نفس باشد
۴
که گر خود پادشاهی کثرت اندر حرمت اندازد
۵
نگه دار آب و رنگ خویش ای یاقوت پر قیمت
۶
که بی آبی و بی رنگی خلل در قیمت اندازد
۷
چو باشد باده در خم تلخی و حالی دگر دارد
۸
تصرف کردن بادیش از کیفیت اندازد
۹
خلاف عقل باشد می نخورده جامه آلود
۱۰
برد خود را کسی در شاهراه تهمت اندازد
۱۱
تو و مارا وداع حسن و عشق اولاست کاین صحبت
۱۲
نه تنها حسن را ، سد عشق را از حالت اندازد
۱۳
مجال گفت و گو تنگ است ، گو وحشی زبان در کش
۱۴
همان به کاین نصیحتها به وقت فرصت اندازد