غزل ۲۲۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگر
۲
من نه آنم که فریب تو خورم بار دگر
۳
شد طبیب من بیمار مسیحا نفسی
۴
تو برو بهر علاج دل بیمار دگر
۵
گو مکن غمزهٔ او سعی به دلداری ما
۶
زانکه دادیم دل خویش به دلدار دگر
۷
بسکه آزرده مرا خوشترم از راحت اوست
۸
گر سد آزار ببینم ز دل آزار دگر
۹
وحشی از دست جفا رست دلت واقف باش
۱۰
که نیفتد سرو کارت به جفا کار دگر