غزل ۲۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مست آن ترک به کاشانه من بود امروز
۲
وه چه غوغا که نه در خانهٔ من بود امروز
۳
وای بر غیر اگر یک دو سه روزی ماند
۴
با من این نوع که جانانهٔ من بود امروز
۵
بی لبت خون دلی بود که دورم میداد
۶
می که در ساغر و پیمانهٔ من بود امروز
۷
بسکه شب قصهٔ دیوانگی از من سر زد
۸
بر زبان همه افسانهٔ من بود امروز
۹
شرح ویرانگی جغد غم از وحشی پرس
۱۰
زانکه یک لحظه به ویرانهٔ من بود امروز