غزل ۲۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
۲
ترسم که شوی غافل و در دام بمیرم
۳
خواهم که شوم ازنظر لطف تو غایب
۴
هر چند که پر دردم و بسیار حقیرم
۵
گر آب فراموشی ازین بیشتر آید
۶
ترسم که فرو شوید از آن لوح ضمیرم
۷
جان کرد وداع تن و برخاست که وحشی
۸
بنشین تو که من در قدم موکب میرم