غزل ۳۰۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم
۲
خوش بر سر بهانه نشستهست طاقتم
۳
من مرد حملهٔ سپه هجر نیستم
۴
گیرم که استوار بود پای جرأتم
۵
زندان بی در است کدورتسرای هجر
۶
من چون در این طلسم فتادم به حیرتم
۷
جایز نداشتهست کسی هجر دائمی
۸
من مفتی مسائل کیش محبتم
۹
وحشی منم مورخ زندانیان هجر
۱۰
زیرا که دیر سالهٔ زندان حسرتم