Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۳۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سد دشنه بر دل می‌خورم و ز خویش پنهان می‌کنم
۲
جان گریه بر من می‌کند من خنده بر جان می‌کنم
۳
خون قطره قطره می‌چکد تا اشک نومیدی شود
۴
وز آه سرد اندر جگر آن قطره پیکان می‌کنم
۵
دست غم اندر جیب جان پای نشاط اندر چمن
۶
پیراهنم سد چاک و من گل در گریبان می‌کنم
۷
گلخن فروز حسرتم گرد آورد خاشاک غم
۸
بی درد پندارد که من گشت گلستان می‌کنم
۹
غم هم به تنگ آمد ولی قفلست دایم بر درش
۱۰
این خانهٔ تنگی که من او را به زندان می‌کنم
۱۱
امروز یا فردا اجل دشواری غم می‌برد
۱۲
وحشی دو روزی صبر کن کار تو آسان می‌کنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.