Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۳۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کاری مکن که رخصت آه سحر دهم
۲
وین تند باد را به چراغ تو سردهم
۳
آبم ز جوی تیغ تغافل مده ، مباد
۴
نخلی شوم که خنجر الماس بردهم
۵
سیلی ز دیده خواهدم آمد دل شبی
۶
اولیتر آنکه من همه کس را خبر دهم
۷
کشتی نوح چیست چو توفان گریه شد
۸
هرتخته زان سفینه به موجی دگر دهم
۹
لرزد دلم که خانه حسنت کند سیاه
۱۰
گر اندک اختیار به دود جگر دهم
۱۱
افسردگی بس است که باد خزان شود
۱۲
آه ار به بوستان جمال تو سر دهم
۱۳
بیداد کیش من متنبه نمی‌شود
۱۴
وحشی من این ندای عبث چند دردهم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.