غزل ۳۱۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نه من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم
۲
نه تر است این مروت نه مراست چشم این هم
۳
چه بهانه ساخت دیگر به هلاک بیگناهان
۴
که تعرض است بر لب گرهیست بر جبین هم
۵
به میان جنگ و صلحت من و دست و آن دعاها
۶
که ز آستین بر آید نه رود به آستین هم
۷
نه همین فلک خجل شد ز کف نیاز عشقم
۸
که ز سجدههای شوقم شده منفعل زمین هم
۹
برسان ز خرمن خود مددی به بی نصیبان
۱۰
که نه خرمن تو ماند نه هجوم خوشه چین هم
۱۱
چه متاع رستگاری بودم ز سجدهٔ بت
۱۲
که ذخیرهای نبردم ز نگاه واپسین هم
۱۳
ز تو خوش نماست وحشی ره و رسم زهد و رندی
۱۴
که دلیست حق شناس و نظری خدای بین هم