غزل ۳۴۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
زینسان که تند میگذرد خوشخرام من
۲
کی ملتفت شود به جواب سلام من
۳
گفتم بگو از آن لب شیرین حکایتی
۴
سد تلخ گفت دلبر شیرین کلام من
۵
آن شمع گر ز سوز دل من خبر نداشت
۶
بهر چه بر فروخت چو بشنید نام من
۷
کامی نیافتم ز لب او به بوسه ای
۸
هر گز نبود آن لب شیرین به کام من
۹
وحشی غزال من که به من آرمیده بود
۱۰
وحشی چنان نشد که شود باز رام من