Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
وحشی · گزیده اشعار

غزل ۳۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
۲
آنچه او در کار من کردست در کارش مکن
۳
هندوی چشم تو شد می‌بین خریدارانه‌اش
۴
اعتمادی لیک بر ترکان خونخوارش مکن
۵
گر چه تو سلطان حسنی دارد او هم کشوری
۶
شوکت حسنش مبر بی‌قدر و مقدارش مکن
۷
انتقام از من کشد مپسند بر من این‌ستم
۸
رخصت نظاره‌اش ده منع دیدارش مکن
۹
جای دیگر دارد او شهباز اوج جان ماست
۱۰
هم قفس با خیل مرغان گرفتارش مکن
۱۱
این چه گستاخی‌ست وحشی تا چه باشد حکم ناز
۱۲
التماس لطف با او کردن از یارش مکن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.