غزل ۳۵۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
میان مردمانم خوار کردی عزت من کو
۲
سگ کوی تو بودم روزگاری حرمت من کو
۳
به سد جان میخرم گردی که خیزد از سر راهت
۴
ندارم قدر خاک راه پیشت ، قیمت من کو
۵
به داغم هر زمان دردی فزاید محرم بزمت
۶
کسی کو با تو گوید درد و داغ حسرت من کو
۷
چو خواهد بیگناهی را کشد احوال من پرسد
۸
که آن بیخانمان پیدا نشد در صحبت من کو
۹
مگو در بزم او دایم به عیش و عشرتی وحشی
۱۰
کدامین عیش و عشرت ، مردم از غم ، عشرت من کو