غزل ۳۵۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
میروم نزدیک و حال خویش میگویم به او
۲
آنچه پنهان داشتم زین پیش میگویم به او
۳
گشتهام خاموش و پندارد که دارم راحتی
۴
چند حرفی از درون ریش میگویم به او
۵
غافل است او از من و دردم شود هر روز بیش
۶
اندکی زین درد بیش از پیش میگویم به او
۷
غمزهات خونریز دل دربند لعل نوشخند
۸
دل نمیداند جفای خویش میگویم به او
۹
گر چه وحشی دل ازو بر کند میرنجد به جان
۱۰
گر بد آن دلبر بدکیش میگویم به او