شمارهٔ ۸ - ده بافق
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ایا آفتاب معلا جناب
۲
که از سایهات آسمان پایه جوست
۳
در اظهار انعام حکام بافق
۴
سخن بر لب و گریهام در گلوست
۵
در آن ده مجاور شدم هفت ماه
۶
نپرسید حالم ،نه دشمن نه دوست
۷
جواب سلامم ندادند باز
۸
از آن رو که اطلاق دادن پراوست
