زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
وحشی · گزیده اشعار

شمارهٔ ۳۸ - دریغ

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دریغ از شمسهٔ ایوان عصمت
۲
که تا جاوید رخ پنهان نموده
۳
چراغ دودمان نعمت الله
۴
که شمعش مهر بود و ماه دوده
۵
صبا کو کز حریم عفت او
۶
به جای گرد بر وی مشک سوده
۷
که تابر جای خرمن خرمن مشک
۸
ز خاکستر ببیند توده توده
۹
فلک گو خاک بر سر کن که دورش
۱۰
ز تارک افسر دولت ربوده
۱۱
زمان بر باد ده گو خرمنش را
۱۲
که گیتی کشت اقبالش دروده
۱۳
یکی آیینه بود از جوهر روح
۱۴
ولیک از رنگ سودا نا زدوده
۱۵
به قصد او چو سودا خصم جانی
۱۶
ز پاسش دیدهٔ حکمت غنوده
۱۷
به هر زهری که ره می‌برده سودا
۱۸
مزاجش را به آن می‌آزموده
۱۹
چو می‌دیده که تیغش کارگر نیست
۲۰
به آن شغل اهتمامش می‌فزوده
۲۱
به کارش کرده زهری آخر کار
۲۲
که جز جان دادنش درمان نبوده
۲۳
اگر می‌بست بر خود راه سودا
۲۴
در این فتنه کی می‌شد گشوده
۲۵
نکرده هیچ کس با دشمن خویش
۲۶
چنین بی وجه کار ناستوده
۲۷
به هر جا گوش کرده بهر تاریخ
۲۸
زمانه این دو مصرع را شنوده:
۲۹
چه داده بی سبب سودا به خود راه
۳۰
چه بیجا قصد جان خود نموده

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.