شمارهٔ ۴۰ - وفا داری
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رفت محیا شبی به خانه و دید
۲
زن خود با غیاث بازاری
۳
گفت ای قحبه این چه اطوار است
۴
دیگران را به خانه میآری
۵
سخنی در جواب شوهر گفت
۶
که از آن فهم شد وفاداری :
۷
چکنم کان نمیتوانی کرد
۸
تو که سد من دل و شکم داری
۹
«اسب لاغر میان به کار آید
۱۰
روز میدان نه گاو پرواری »
