وحشی · فرهاد و شیرین

حکایت

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یکی فرهاد را در بیستون دید
۲
ز وضع بیستونش باز پرسید
۳
ز شیرین گفت در هر سو نشانی‌ست
۴
به هر سنگی ز شیرین داستانی است
۵
فلان روز این طرف فرمود آهنگ
۶
فرود آمد ز گلگون در فلان سنگ
۷
فلان جا ایستاد و سوی من دید
۸
فلان نقش فلان سنگم پسندید
۹
فلان جا ماند گلگون از تک و پو
۱۰
به گردن بردم او را تا فلان سوی
۱۱
غرض کز گفتگو بودش همین کام
۱۲
که شیرین را به تقریبی برد نام

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.