شمارهٔ ۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
به حق نالم ز هجر دوست زارا
۲
سحرگاهان چو بر گلبن هزارا
۳
قضا، گر داد من نستاند از تو
۴
ز سوز دل بسوزانم قضا را
۵
چو عارض برفروزی میبسوزد
۶
چو من پروانه بر گردت هزارا
۷
نگنجم در لحد، گر زان که لختی
۸
نشینی بر مزارم سوکوارا
۹
جهان این است و چونین بود تا بود
۱۰
و همچونین بود اینند بارا
۱۱
به یک گردش به شاهنشاهی آرد
۱۲
دهد دیهیم و تاج و گوشوارا
۱۳
توشان زیر زمین فرسوده کردی
۱۴
زمین داده مر ایشان را زغارا
۱۵
از آن جان تو لختی خون فسرده
۱۶
سپرده زیر پای اندر سپارا