قصیدهٔ شمارهٔ ۴۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است
۲
چشمهٔ شور از در نفایه ستور است
۳
خانهٔ تاری است این جهان و بدو در
۴
رهگذر دیده نی چو دیدهٔ مور است
۵
فردا جانت به علم زور نماید
۶
چونان کامروز کار تنت به زور است
۷
دانا گر چشم سر ندارد بیناست
۸
نادان گر چشم هشت یابد کور است
۹
آتش با عاقلان برابر آب است
۱۰
بستان با جاهلان برابر گور است