قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این دهر باشگونه چو بستیزد
۲
شیر ژیان بهدام درآویزد
۳
مرد دژ آگه آن بود و دانا
۴
کز مکر او به وقت بپرهیزد
۵
با آنک ازو جدا شود او فردا
۶
امروز خود به طبع نیامیزد
۷
زین زال دور باش که او دایم
۸
چون گربه شوی جوید و برخیزد
۹
از بهر چه دوی سپس جفتی
۱۰
کو روز و شب همی ز تو بگریزد؟