قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا کی از آرزوی جاه و خطر
۲
به در شاه و زی امیر شوی؟
۳
دشمن من شدی بدانکه چو من
۴
حاضر آیم تو می حسیر شوی
۵
جهد آموختن بباید کرد
۶
گرت باید که بینظیر شوی
۷
که نمیرند جمله باخطران
۸
تا تو، ای بیخطر، خطیر شوی