شمارهٔ ۲۳ - در وصف نوروز و مدح خواجه احمدبن عبدالصمد وزیر
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نوروز روز خرمی بیعدد بود
۲
روز طواف ساقی خورشید خد بود
۳
مجلس به باغ باید بردن، که باغ را
۴
مفرش کنون ز گوهر و مسند زند بود
۵
آن برگهای شاسپرم بین و شاخ او
۶
چون صدهزار همزه که بر طرف مد بود
۷
نرگس بسان حلقهٔ زنجیر زر نگر
۸
کاندر میان حلقهٔ زرین وتد بود
۹
اندر میان لاله، دلی هست عنبرین
۱۰
دل عنبرین بود، چو عقیقین جسد بود
۱۱
آن خاک هست والد و گل باشدش ولد
۱۲
بس رشد والدی که لطیفش ولد بود
۱۳
ابر گهرفشان را هر روز بیست بار
۱۴
خندیدن و گریستن و جزر و مد بود
۱۵
خورشید چون نبرده حبیبی که باحبیب
۱۶
گاهیش وصل و صلح و گهی جنگ و صد بود
۱۷
چشم خجسته را مژه زرد و میان سیاه
۱۸
پرده زبرجدین و عقیقین رمد بود
۱۹
سنبل بسان زلفی با پیچ و با عقد
۲۰
زلف آن نکو بود که به پیچ و عقد بود
۲۱
بادام چون شیانی بارد به روز باد
۲۲
چون دست راد احمد عبدالصمد بود