خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
طبع تو دمساز نیست عاشق دلسوز را
۲
خوی تو یاری‌گر است یار بدآموز را
۳
دستخوش تو منم دست جفا برگشای
۴
بر دل من برگمار تیر جگردوز را
۵
از پی آن را که شب پردهٔ راز من است
۶
خواهم کز دود دل پرده کنم روز را
۷
لیک ز بیم رقیب وز پی نفی گمان
۸
راه برون بسته‌ام آه درون سوز را
۹
دل چه شناسد که چیست قیمت سودای تو
۱۰
قدر تو چه داند صدف در شب‌افروز را
۱۱
گر اثر روی تو سوی گلستان رسد
۱۲
باد صبا رد کند تحفهٔ نوروز را
۱۳
تا دل خاقانی است از تو همی نگذرد
۱۴
بو که درآرد به مهر آن دل کین توز را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.