خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
درد زده است جان من میوهٔ جان من کجا
۲
درد مرا نشانه کرد درد نشان من کجا
۳
دوش ز چشم مردمان اشک به وام خواستم
۴
این همه اشک عاریه است اشک روان من کجا
۵
او ز من خراب دل کرد چو گنج پی نهان
۶
من که خرابه اندرم گنج نهان من کجا
۷
یار ز من گسست و من بهر موافقت کنون
۸
بند روان گسسته‌ام انس روان من کجا
۹
گه گهی آن شکرفشان سرکه فشان ز لب شدی
۱۰
گرم جگر شدم ز تب سرکه‌فشان من کجا
۱۱
روز به روز بر فلک بخشش عافیت بود
۱۲
آن همه را رسیده بخش ای فلک آن من کجا
۱۳
نالهٔ خاقانی اگر دادستان شد از فلک
۱۴
نالهٔ من نبست غم دادستان من کجا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.