خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بخت بدرنگ من امروز گم است
۲
یارب این رنگ سواد از چه خم است
۳
دلدل دل ز سر خندق غم
۴
چون جهانم که بس افکنده سم است
۵
با من امروز فلک را به جفا
۶
آشتی نیست همه اشتلم است
۷
شد چو کشتی به کژی کار فلک
۸
که عنانش محل پاردم است
۹
دولت امروز زن و خادم راست
۱۰
کاین امیر ری و آن شاه قم است
۱۱
هر که را نعمت و مال آمد و جاه
۱۲
سفلگی را بعهم کلبهم است
۱۳
تا به درگاه خدا داری روی
۱۴
زر آلوده سگ حلقه دم است
۱۵
باز چون بر در خلق افتد کار
۱۶
زر بر سفله خدای دوم است
۱۷
این کرم جستن خاقانی چیست
۱۸
که کرم در همه آفاق گم است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.