غزل شمارهٔ ۵۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
شمع شبها به جز خیال تو نیست
۲
باغ جانها به جز جمال تو نیست
۳
رو که خورشید عشق را همه روز
۴
طالعی به ز اتصال تو نیست
۵
شو که سلطان فتنه را همه سال
۶
سپهی به ز زلف و خال تو نیست
۷
رخش شوخی مران که عالم را
۸
طاقت ضربت دوال تو نیست
۹
سغبهٔ وعدهٔ محال توام
۱۰
کیست کو سغبهٔ محال تو نیست
۱۱
همه روز ار ز روی تو دورست
۱۲
همه شب خالی از خیال تو نیست
۱۳
ز آرزوها که داشت خاقانی
۱۴
هیچ و همی به جز وصال تو نیست