غزل شمارهٔ ۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
در عشق تو عافیت حرام است
۲
آن را که نه عشق پخت خام است
۳
کس را ز تو هیچ حاصلی نیست
۴
جز نیستیی که بر دوام است
۵
صد ساله ره است راه وصلت
۶
با داعیهٔ تو نیم گام است
۷
شهری ز تو مست عشق و ما هم
۸
این باد ندانم از چه جام است
۹
ز آن نیمه که پاک بازی ماست
۱۰
با درد تو داو ما تمام است
۱۱
ز آنجا که جفای توست بر ما
۱۲
دیدار تو تا ابد حرام است
۱۳
هر دل ز تو با هزار داغ است
۱۴
هر داغی را هزار نام است
۱۵
خاقانی را ز دل خبر پرس
۱۶
تا داغ به نام او کدام است