Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۰۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوی او از خام‌کاری کم نکرد
۲
سینهٔ من سوخت چشمش نم نکرد
۳
دشمنان با دشمنان از شرم خلق
۴
آشتی رنگی کنند آنهم نکرد
۵
از مکن گفتن زبانم موی شد
۶
او هنوز از جور موئی کم نکرد
۷
روزی از روی خودم چون روی خود
۸
جان غم پرورد را خرم نکرد
۹
سینه‌ام زان پس که چون گوهر بسفت
۱۰
چون صدف بشکافت پس مرهم نکرد
۱۱
عشق او تا بر سر من آب خورد
۱۲
آب خورد جانم الا غم نکرد
۱۳
در جفا هم جنس عالم بود لیک
۱۴
آنچه او کرد از جفا، عالم نکرد
۱۵
خار غم در راه خاقانی نهاد
۱۶
وز پی برداشتن قد خم نکرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.