Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سر زلفت چو در جولان بیاید
۲
به ساعت فتنه در میدان بیاید
۳
ز چشم کافر تو هر زمانی
۴
هزاران رخنه در ایمان بیاید
۵
گل رخسار تو تا جیب بگشاد
۶
خرد را خار در دامان بیاید
۷
لب لعل تو تا در خنده آید
۸
اجل را سنگ در دندان بیاید
۹
ز دست ناوک اندازان چشمت
۱۰
نخستین ضربتی بر جان بیاید
۱۱
در جان می‌زند هجر تو دیری است
۱۲
که بانگ حلقه و سندان بیاید
۱۳
دل خاقانی از تو نامزد شد
۱۴
بهر دردی که بی‌درمان بیاید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.