Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا مرا عشق یار غار افتاد
۲
پای من در دهان مار افتاد
۳
چکنم چون ز گلستان امید
۴
دیده‌ام را نصیب خار افتاد
۵
کشتی صبر من چو از غرقاب
۶
نتوانست بر کنار افتاد
۷
سود نکند نصیحتم که مرا
۸
این مصیبت هزار بار افتاد
۹
گفتی از صبر ساز دست آویز
۱۰
که تو را عشق پایدار افتاد
۱۱
بی‌من است این سخن تو دانی و دل
۱۲
که تو را با من این قرار افتاد
۱۳
رفت در شهر، آب خاقانی
۱۴
کار با لطف کردگار افتاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.