غزل شمارهٔ ۱۶۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز خوبان جز جفاکاری نیاید
۲
ز بدعهدان وفاداری نیاید
۳
ز ایام و ز هرک ایام پرورد
۴
به نسبت جز جفاکاری نیاید
۵
ز خوبان هرکه را بیش آزمائی
۶
ازو جز زشت کرداری نیاید
۷
ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت
۸
ز بد گر نیکی انگاری نیاید
۹
ز می سرکه توان کردن ولیکن
۱۰
ز سرکه می طمع داری نیاید
۱۱
دلا یاری مجوی از یار بدعهد
۱۲
کزان خونخواره غمخواری نیاید
۱۳
پری را ماند آن بیشرم اگرنه
۱۴
ز مردم مردمآزاری نیاید
۱۵
به ناله یار خاقانی شو ای دل
۱۶
که از یاران تو را یاری نیاید
۱۷
چه سود از ناله کاندر چشم بختت
۱۸
ز نفخ صور بیداری نیاید
۱۹
تو یاری از حریفان تا نجوئی
۲۰
کز ایشان خود به جز ماری نیاید