Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۰۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر دل که غم تو داغ کردش
۲
خون جگر آمد آب‌خوردش
۳
چون کوشم با غمت که گردون
۴
کوشید و نبود هم نبردش
۵
در درد فراق تو دل من
۶
جان داد و نکرد هیچ دردش
۷
دور از تو گذشت روز عمرم
۸
نزدیک شد آفتاب زردش
۹
در بابل اگر نهند شمعی
۱۰
زینجا بکشم به باد سردش
۱۱
وصل تو دواسبه رفت چون باد
۱۲
هیهات کجا رسم به گردش
۱۳
خاقانی را جهان سرآمد
۱۴
دریاب که نیست پایمردش
۱۵
خاصه که به شعر بی‌نظیر است
۱۶
در جملهٔ آفتاب گردش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.