Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از دهر غدر پیشه وفائی نیافتم
۲
وز بخت تیره رای صفایی نیافتم
۳
بر رقعهٔ زمانه قماری نباختم
۴
کورا بهر دو نقش دغایی نیافتم
۵
آن شما ندانم و دانم که تا منم
۶
کار زمانه را سر و پایی نیافتم
۷
سایه است هم‌نشینم و ناله است هم‌دمم
۸
بیرون ازین دو، لطف نمائی نیافتم
۹
ای سایه نور چشمی و ای ناله انس دل
۱۰
کاندر یگانگی چو شمایی نیافتم
۱۱
از دوستان عهد بسی آزموده‌ام
۱۲
کس را بگاه عهد وفایی نیافتم
۱۳
زین پس برون عالم جویم وفا و عهد
۱۴
کاندر درون عالم جایی نیافتم
۱۵
بر سینه شاخ شاخ کنم جامه شانه‌وار
۱۶
کز هیچ سینه بوی رضایی نیافتم
۱۷
مانا که مردمی به عدم بازرفت از آنک
۱۸
نگذشت یک زمان که جفایی نیافتم
۱۹
در بوستان عهد شنیدم که میوهاست
۲۰
جستم به چند سال و گیایی نیافتم
۲۱
زان طبخ‌ها که دیگ سلامت همی پزد
۲۲
خوش‌خوارتر ز فقر ابایی نیافتم
۲۳
بر زخمها که بازوی ایام می‌زند
۲۴
سازنده‌تر ز صبح دوایی یافتم
۲۵
خاقانیا بنال که بر ساز روزگار
۲۶
خوشتر ز نالهٔ تو نوایی نیافتم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.