Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
به صفت، عاشق جمال توایم
۲
به خبر، فتنهٔ خیال توایم
۳
خام پندار سوخته جگران
۴
در هوس پختن وصال توایم
۵
چه عجب گر ز وصل محرومیم
۶
ما کجا محرم جمال توایم
۷
غرقهٔ عشق و تشنهٔ وصلیم
۸
که آرزومند زلف و خال توایم
۹
رد مکن خشک جان من بپذیر
۱۰
که برآورد خشک سال توایم
۱۱
جای تو در دل شکستهٔ ماست
۱۲
که تو ریحان و ما سفال توایم
۱۳
از پی خدمت پدید آئیم
۱۴
که تو عیدی و ما هلال توایم
۱۵
به سلامیت درد سر ندهیم
۱۶
زان که ترسنده از ملال توایم
۱۷
همه تن چشم و سوی تو نگران
۱۸
کعبتین‌وار دستمال توایم
۱۹
گفت خاقانی ارچه هیچ کسیم
۲۰
خاری از گلبن کمال توایم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.