غزل شمارهٔ ۲۶۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
طاقتی کو که به سر منزل جانان برسم
۲
ناتوان مورم و خود کی به سلیمان برسم
۳
خضر لب تشنه در این بادیه سرگردان داشت
۴
راه ننمود که بر چشمهٔ حیوان برسم
۵
شب تار و ره دور و خطر مدعیان
۶
تا در دوست ندانم به چه عنوان برسم
۷
عوض شکوه کنم شکر چو یوسف اظهار
۸
من به دولت اگر از سیلی اخوان برسم
۹
بلبلان خوبی صیاد بیان خواهم کرد
۱۰
اگر این بار سلامت به گلستان برسم
۱۱
قطرهٔ اشکم و اما ز فراوانی ضعف
۱۲
طاقتی نیست که از دیده به مژگان برسم
۱۳
در شهادتگه عشق است رسیدن مشکل
۱۴
خاقنی راه چنان نیست که آسان برسم