Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برون از جهان تکیه جایی طلب کن
۲
ورای خرد پیشوایی طلب کن
۳
قلم برکش و بر دو گیتی رقم زن
۴
قدم درنه و رهنمایی طلب کن
۵
جهان فرش توست آستینی برافشان
۶
فلک عرش توست استوایی طلب کن
۷
همه درد چشم تو شد هستی تو
۸
شو از نیستی توتیایی طلب کن
۹
چو در گنبدی هم‌صف مردگانی
۱۰
ز گنبد برون شو بقایی طلب کن
۱۱
خدایان رهزن بسی یابی اینجا
۱۲
جدا زین خدایان خدایی طلب کن
۱۳
مر این پنج دروازهٔ چار حد را
۱۴
به از هفت و نه پادشایی طلب کن
۱۵
مگو شاه سلطان اگر مرد دردی
۱۶
ز رندان وقت آشنایی طلب کن
۱۷
کلید همه دار ملک سلاطین
۱۸
به زیر گلیم گدایی طلب کن
۱۹
به سیران مده نوش‌داروی معنی
۲۰
ز تشنه دلان ناشتائی طلب کن
۲۱
به باغ دل ار بلبل درد خواهی
۲۲
به خاقانی آی و نوایی طلب کن

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.